تبلیغات
.
.

"ترانه های شادی"

این ترانه از ترانه های بسیار قدیمی است که تنها جنبه ی بازی ندارد بلکه در آن هوش و حافظه وقدرت تکلم بازیکنان تقویت میگردد،این ترانه روایات گوناگون دارد که من یکی از آنها را برای شما یرگزیده ام

اوستا:یه مرغ زردی داشتم

خیلی دوسش میداشتم

توله هه اومدو بردش

سرپانشستو  خوردش...

سگ اومد.......

شاگردها:کدوم سگ؟

اوستا:همون سگ که مرغوخورده

شاگردها:کدوم مرغ؟؟؟

اوستا:همون مرغ زردپاکوتاه،گردن هما

که شیش قرون

تا هش قرون میخریدنش

نمدادمش...

چوب اومد..........

شاگردها کدوم چوب ؟

همون چوب که سگ را کشته

شاگردها:کدوم سگ؟؟

اوستا :همون سگ که مرغو خورده

شاگردها:کدوم مرغ؟؟

اوستا:همون مرغ زردپاکوتاه  گردن هما

 که شیش قرون

تا هش قرون میخریدنش

نمدادمش..

آتش اومد.....

شاگردها:کدوم آتش؟؟

اوستا:همون آ تش که چوب سوزونده

شاگردها:کدوم چوب؟

اوستا : همون چوب که سگ را کشته

شاگردها:کدوم سگ؟

اوستا:همون سگ که مرغو خورده

شاگردا کدوم مرغ؟

اوستا:همون مرغ زرد پاکوتاه

 که شیش قرون

تا هش قرون میخریدنش

نمدادمش...

آب اومد.....

شاگردا کدوم آب

اوستا همون آب که آتش خاموش کرد

شاگردها:کدوم آتش؟

اوستا همون که چوب سوزونده....... و

والی آخر

این ترانه آخر و انجامی ندارد میتواند برحسب استعداد اوستا و حوصله ی شاگردان به اشکال مختلف پیش بینی نشده ادامه یابد

 





نوشته شده در تاریخ 8 دی 90 توسط فاطمه سلمانیان
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

موضوعات

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت



Pichak go Up

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی